ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )
14
الفهرست ( فارسى )
و از خفيف النصف ثقيل استخراج شده و نويسندگان امروز به آن رياسى گويند و در نصفت به كار مىرود ، و از آن قلمى استخراج شده است كه به آن قلم مدور صغير گويند و آن قلم جامعى است كه دفاتر و حديث و اشعار را با آن نويسند . و از آن جمله قلمى است كه به آن خفيف ثلث كبير گويند و در نوشتن نصفت به كار مىرود و مخرج آن خفيف النصف ثقيل است ؛ و از آن قلمى كه مسمى به خط رقاع است استخراج شده ، و مخرجش از خفيف ثلث كبير است ؛ و از آن قلمى كه مسمى به خط رقاع است استخراج شده ، و مخرجش از خفيف ثلث كبير است و در نوشتن توقيعات و مانند آن به كار مىرود ؛ و از آن جمله قلمى است كه به آن مفتح نصف گويند و مخرج آن نصف ثقيل است ، و ديگر قلم نرجس است كه در نوشتن اثلاث به كار مىرود و مخرج آن خفيف النصف است . اين است بيست و چهار قلمى كه مخرج تمام آنها از چهار قلم بنامهاى : قلم جليل و قلم طومار كبير و قلم نصف ثقيل و قلم ثلث كبير ثقيل است و مخرج اين چهار قلم نيز از قلم جليل مىباشد كه پدر اقلام نام دارد . نوشتهء كسان ديگر غير از ابن ثوابه تا آغاز دولت عباسى مردم به همان شيوهء خط قديم كه ذكر كرديم مىنوشتند ، و همينكه خاندان هاشمى ظاهر گرديد نوشتن قرآن به آن خطوط اختصاص يافت ؛ خطى پيدا شد كه به آن خط عراقى مىگفتند و همان خط محقق بود كه به آن وراقى نيز گفته مىشد ؛ و اين خط مرتبا رو بازدياد و زيبايى گذاشت تا كار به مأمون رسيد و اصحاب و نويسندگان او به نيكو ساختن خط خود پرداختند و مردم بر سر اين كار با هم تفاخر داشتند ، تا آنكه مردى بنام احول محرر پيدا شد كه از پرورشيافتگان برمكيان بود و به معناى خط و اشكال آن دانش بسزايى داشت . او قواعد و قوانين خط را روشن كرد و آن را درجهبندى نمود . و نويسندهء نامهها پى بود كه از طرف سلطان براى ملوك اطراف در طومارها فرستاده مىشد و با اينكه مردى كم فهم و چركين بود دستودلبازى داشت و همه چيز در نزد او بىارزش بود . وى در درجهبندى خطوط ، قلمهاى سنگين را در مرتبهء اول قرار داد ، از آن جمله قلم طومار بود كه بر ساير قلمها برترى داشت و در يك طومار تمام « 1 » با سعف « 2 » نوشته مىشد و گاهى هم با قلم مىنوشتند ؛ و نامههاى ملوك به آن خط فرستاده مىشد . و از آن اقلام : - قلم ثلثين ، قلم سجلات ، قلم عهود ، قلم مؤامرات ، قلم امانات ، قلم ديباج ، قلم مديح « 3 » ، قلم مرصع و قلم تشاجى « 4 » است . در زمانى كه ذو الرئاستين فضل بن سهل روى كار آمد قلمى را اختراع كرد كه بهتر از ساير اقلام بود و به رياسى معروف شد و متفرعاتى پيدا نمود كه از آن جمله : قلم رياسى كبير ، قلم نصف رياسى ، قلم ثلث ، قلم صغير نصف ، خفيف ثلث ، قلم محقق ، قلم منشور ، قلم وشى ، قلم رقاع ، قلم مكاتبات ، قلم غبار الحليه ، قلم نرجس و قلم بياض ، بود .
--> ( 1 ) « ف » : ( فى طومار شآم ) « جب » ؟ ( فى طومار تام ) ( 2 ) سعف بمعنى شاخهء خشك خرماست ( اقرب الموارد ) ( 3 ) « ف » : قلم ( المدمج ) « جب » : ( قلم المديح ) ( 4 ) « ف » : ( قلم النساخ ) . « جب » : ( قلم التشاجى ) .